کلیسای لوتری، انجیلی، آرمینینی

February 9, 2015



اکنون کليساى انجيلى و بنيادگرا را میتوان به دو دسته تقسيم کرد:

 

اول: دسته اى که از اصول مكتب کالوين پيروى می کنند.
   دوم: دسته اى که از اصول مكتب آرمينيوس متابعت می کنند.

کليساهاى متُديست و اکثر پنطيكاستى ها پيرو مكتب آرمينيوس می باشند. کليساهاى پرزبيترى و باپتيست اصول مكتب کالوين را تابع اند.


کليساى لوترى

ريشه هاى کليساى لوترى به اصلاحات کليسا توسط مارتين لوتر میرسد. مارتين لوتر که يك کشيش آلمانى بود بين سالهای  ۱۵۱۳ و ۱۵۳۰ کشفيات جديدى کرد که موجب جدا شدن او و ساير پروتستانتها از کليساى کاتوليك روم گرديد. لوترى ها گروهى از پروتستان ها بودند که قصد تجزيه طلبى و جدايى از کليسا نداشتند. آنها مى خواستند که کتاب مقدس را به عنوان يگانه مرجع زندگى کليسا و ملاك ايمان و رفتار مسيحى قرار دهند.  کليساى لوترى هنوز هم بسيارى از سنتهاى کليساى قديم و قرون وسطى را حفظ کرده که از آن جمله آيين پرستش کليسايى است که بر حسب تعاليم پروتستانت تغييراتى در آن به عمل آورده اند.

 

داستان قيام مارتين لوتر به ضد کلیساى کاتوليك شهرت تاريخى دارد. به طور خلاصه عقايد مارتين لوتر از اين قرار است.
 

اول
 کليساى کاتوليك و تشكيلات پاپ هيچ گونه نقش الهى در امور روحانى کليساى خداوند ندارد. به عبارت ديگر نبايد در امور روحانى نقش خدا را ايفا کنند.

 

دوم
 مرجع نهايى براى وجدان اشخاص، کتاب مقدس میباشد نه کشيش يا کليسا.

 

سوم

آموزش گناهان با توبه و بازگشت مستقيم از گناهان به سوى خدا،  که به يارى روح‌القدس انجام میشود به دست می‌آید نه از راه کارهاى نيك و اجراى مراسم کليسايى.

 

چهارم

آمرزش گناه را نمیتوان با خريد عفونامه هايى که کليساى کاتوليك به معرض فروش گذاشته به دست آورد انسان از راه ايمان عادل و نيك شمرده میشود نه از راه اجراى مراسم کليسايى.

 

پنجم
ايمان، تسليم شدن به دستورات  کليسا نبوده، بلكه اعتماد کامل قلبى به عيسى مسيح میباشد. اولين و آخرين فكر سخن مارتين لوتر اين بود: عادل به ايمان زيست خواهد نمود.

 

ششم
 .لوتر مى گفت که وجدان افراد تنها در برابر خد مسئول است

 

هفتم

لوتر معتقد بود که کتاب مقدس کلام الهام شده و قدرتمند خدا بوده که راهنماى کامل بشريت میباشد.
 

 

تعاليم لوتر بر اين سه کلمه پايه گذارى شده است: خدا، وجدان و کتاب مقدس.

اصلاحات کليسايى که در آلمان به وقوع پيوست نتيجه اش اتحاد پروتستانتها نبود، بلكه ايجاد دو شاخه به نام لوتريسم انجيلى به رهبرى لوتر" و "ملانكتن" و "کليساى اصلاح شده به رهبرى "ژان کالوين"، "اولريخ زوينگلى" و "جان ناکس". مرکز کليساى لوترى آلمان و کشورهاى اسكانديناوى است و از آنجا به امريكا رسيده است. کليساهاى لوترى نيز به شعبات مختلف تقسيم شده‌اند، ولى ظاهرا به اصول ايمان اوليه خود وفادار می باشند. 

 

دو آيين يعنى تعميد آب و عشاء ربانى در کليساى لوترى نه تنها به عنوان علامت و يادگارى اجرا میشوند، بلكه به عنوان مجراهايى که خدا از آن طريق فيض آمرزنده و نيروبخش خود را به انسان عنايت میفرماید. بچه‌های کوچك را تعميد میدهند و معتقدند کسى که تعميد يافت عطاى خلقت تازه (تولد تازه) را از روح‌القدس دريافت نموده است.

 



کليساهاى انجيلى

 در سالها اخير اصطلاح "کليساى انجيلى" براى آن دسته از مسيحيان “اونجلیکال" به کار برده میشود که به حقايق بنيادى کلام وفادار بوده و تأکید آنان بر بشارت انجيل و پيام نجات از گناه با ايمان و از راه فيض خدا و نه از طريق اعمال نيك میباشد. بنابراين اگر کليسايى متمايل به تعليم ليبرال باشد، کليساى انجيلى نخواهد بود.

با در نظر گرفتن تعريف فوق همه کليساهاى پنطيكاستى از اين قاعده مستثنى می باشند. بسيارى از کليساهاى ديگر نيز که به تعاليم بنيادى کتاب مقدس معتقدند و وفادارند، انجيلى محسوب می شوند.

کالوين و آرمينيوس

يكى از نكات حساسى که لازم است در اينجا مطرح شود، فرق بين مكتب کالوين و آرمينيوس می باشد.

 
کليساهايى که به اصول بنيادى که قبلا بيان کرديم معتقدند از نظر اعتقاد به مشيت الهى درمورد انتخاب و مسئله دخالت  اراده انسان در امر نجات معمولا پيرو يكى از اين دو مكتب می باشند. بديهى است که ممكن است بعضی ها نيز حد وسط را انتخاب کنند.


ژان کالون يا کالوين (۱۵۰۹ -۱۵۶۴) يك دانشمند کتاب مقدس و فرانسوى الاصل بود که از دست کاتوليكها به سوسيس پناهنده شد. مكتب فكرى کالوين به دور "حاکميت و اقتدار مطلق خدا" می چرخد: ۱. حاکميت خدا در عالم خلقت، ۲. حاکميت مسيح در نجات، ۳. حاکميت کتاب مقدس در ايمان و رفتار، ۴. حاکميت وجدان فرد در تعبير و تفسير اراده و کلام خدا.

 

مجموعه تعليم وى در پنج نكته: ✔️ ناتوانى بشر، ✔️ تقدير بلاشرط و تعيين سرنوشت به طور غیر مشروط ، ✔️ کفاره محدود ،✔️  فيض مقاومت ناپذير،✔️ ثبات نهايى.

 


 .آرمينيوس (۱۵۶۰-۱۶۰۹) دانشمند هلندى الاصل که اصل مكتب او را میتوان چنين خلاصه کرد

 

اول

خدا مردم را براساس ايمانى که پيشاپيش میبیند، انتخاب يا ملامت میکند.


 دوم

مسيح براى همه مردم و براى هر فردى جان داد، هرچند فقط ايمانداران نجات مییابند.


 سوم

انسان به قدرى فاسد شده  که براى رسيدن به ايمان يا هرعمل نيك ديگر فيض الهى ضرورى است.


 چهارم

انسان میتواند با اين فيض مقاومت و مخالفت نمايد.


 پنجم

ثابت ماندن کسانى که حقيقتا تولد تازه يافته اند امرى است که بايد بيشتر مورد بررسى قرار گيرد.

 

بايد متذکر شد که پيروان مكتب آرمينيوس سالهاى بعد در اين اصول تغييراتى مهم به وجود آورده.
 

 

خدمات مکاشفه

Share on Facebook
Please reload

آخرین نوشته ها و مقالات

February 25, 2019

September 15, 2018

Please reload

آرشیو
Please reload