میوه حقیقی

November 24, 2015


زن و شوهری در حیاط خانه خود درخت سیب بزرگ و تنومندی داشتند. ولی درخت سالها بود که میوه نداده بود و زن و شوهر استفاده ای از آن درخت سیب نبرده بودند.

روزی زن به شوهر خود گفت: این درخت سالهاست که میوه نیاورده و فقط جای ما را در حیاط تنگ کرده پس آن را قطع کنیم و به دور بیاندازیم.

اما شوهر گفت: نه من فردا درستش می کنم.

صبح روز فردا شوهر با یک جعبه پر از سیب های قرمز و تازه به خانه آمد. در یک دست او نردبانی بود و در دست دیگر میخها و چکش.

او از نردبان بالا رفت و سیب ها را به درخت میخکوب کرد.

برای چند روزی درخت قشنگ به نظر می آمد ولی بعد از مدتی سیب ها پلاسیدند و درخت از حالت اولیه خود هم بدتر شد.

این روایت، روایت بعضی از مسیحیان است که از خود میوه ندارند و همواره در صدد آن هستند تا خود را پر میوه نشان دهند.

در انجیل یوحنا ۱۵ می خوانیم:

  من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است.  هر شاخه‌ای در من که میوه نیاورد، آن را دور می‌سازد و هر‌چه میوه آرد آن راپاک می‌کند تا بیشتر میوه آورد.  الحال شما به‌سبب کلامی که به شما گفته‌ام پاک هستید.  در من بمانید و من در شما. همچنانکه شاخه از خودنمی تواند میوه آورد اگر در تاک نماند، همچنین شما نیز اگر در من نمانید.  من تاک هستم و شماشاخه‌ها. آنکه در من می‌ماند و من در او، میوه بسیار می‌آورد زیرا که جدا از من هیچ نمی توانیدکرد.  اگر کسی در من نماند، مثل شاخه بیرون انداخته می‌شود و می‌خشکد و آنها را جمع کرده، در آتش می‌اندازند و سوخته می‌شود.  اگر در من بمانید و کلام من در شما بماند، آنچه خواهیدبطلبید که برای شما خواهد شد.  جلال پدر من آشکارا می‌شود به اینکه میوه بسیار بیاورید وشاگرد من بشوید.

 

خدمات مکاشفه


 

Share on Facebook
Please reload

آخرین نوشته ها و مقالات

February 25, 2019

September 15, 2018

Please reload

آرشیو
Please reload